(22)برنامه ریزی

خرید بک لینک
پرده اول:بعد از چند روز دارم لینکامو چک میکنم...مامان هم داره برام توضیح میده چطوری سوپ جو درست کنم!بعد از هر جمله ایم که میگه سرمو میارم بالا و میگم:چی؟دارم فکر میکنم چقدر امتحان دارم این هفته!پرده دوم:میرسم به پست"تعزیه"ی دلژین...از مامان میپرسم:تعزیه با کدوم ز/ذ/ظ/ض؟!!!!میگه: رِ زِ!یادم میوفته که من تو پست آخرم تمام تعزیه هامو با زِ دال ذال نوشتم!!!میگم:مامان چرا بهم نگفتی اشتباه نوشتمش؟!میگه:پستای تو اونقد ریزن که من نصفشو حدس میزنم! از کجا بفهمم اشتباه نوشتی؟!پرده آخر:دارم این پستو مینویسم و فک میکنم چقد خواننده های وبلاگ من مظلومن!اگه شما هم نم (22)برنامه ریزی...

ما را در سایت (22)برنامه ریزی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 132 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 8:49

ماه میگرید و...امسال خزان میگرید...از غم رفتن عباس،حزان میگرید... (مهرآ.ن):دیوقتی تولد آدم روز شهادت حضرت عباس باشه، خودش دلیلی بر خاص بودن تولده:)دوست داشتم شب تولدم برم هیئت و رفتم...اونجا بود که فهمیدم بزرگ شدم!حداقل بزرگتر از پارسال...همیشه با وجود اینکه هیئت و نوحه و تعذیه و کلا محرمو دوست داشتم،اما هیچوقت زار زار گریه کردن های بقیه رو درک نمیکردم...مامان میگفت"بزرگ تر شی دلیلشو میفهمی"و من امسال بعد از دیدن تعذیه قاسم،و بعد از اینکه اشک تو چشام حلقه زد،فهمیدم که به معنای واقعی"بزرگ شدم!"خیلی سخته پذیرفتن این واقعیت!!! (22)برنامه ریزی...

ما را در سایت (22)برنامه ریزی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 155 تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 18:13

فصل ها میگذرنددیر یا زودانتهایشان پاییزابتدایشان پاییز پاییز برای منبهار استوقتی که سبزه هایمجوانه میزنند در خاکتابستان استوقتی که حرارتشسیب میرساند باززمستان استوقتی که ابرهایشرخت میچلانند بازپاییز، همه سال است انگارو من...هربارهرسالهر مهرمتولد میشوم در آن!#شعر-از-بنده:) (22)برنامه ریزی...

ما را در سایت (22)برنامه ریزی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 9:45

من عاشقم...عاشق کاکتوسای کوچولوم،که همیشه همین شکلی ان!عاشق آلوئورام،که سرعت رشدش یه سانت تو هر ماهه!عاشق پیچکام،که بلد نیستن دور چیزی پیچ و تاب بخورن!عاشق بوته ی یاسم،که هنوز نمیتونه مثه آدم(!) گل بده!عاشق نخلای ده سانتی ای که بابا ماه پیش کاشتشون!عاشق اون بوته کدو تنبلی که هنوز حتی سبز هم نشده!و همینطور هم...عاشق پاندانوسم ام که داره بزرگ وبزرگ وبزرگتر میشه...ولی من هنوزم وقت نکردم براش یه گلدون خاص و گنده بگیرم!+عشق سبز هم عالمی داره برای خودش!:دی (22)برنامه ریزی...

ما را در سایت (22)برنامه ریزی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 11:36

همه میدونیم که زشتی و زیبایی کاملا نسبیه!!اما علاوه بر نسبی بودن "حسی" هم هست!این "حسی" بودن مربوط میشه به مواقعی که آدم خودشو تو آینه نگاه میکنه...که براساس اون حالت و احساساتی که داره،ممکنه با دیدن خودش فکر کنه:"چقده خوشکل شدم من"یا اینکه..."چقده زشت شدم من"مثلا وقتایی که آدم ناراحته،خسته اس،عصبانیه،استرس داره،ترسیده،بیماره و کلا تمام زمانایی که انرژی منفی بهش غلبه کرده...اگه خودشو تو آینه نگاه کنه قطعا فکر میکنه خیلی زشته!حتی اگه خیلیم بد نباشه!و برعکس وقتایی که خوشحاله،سرحاله،حسابی ریلکس کرده،هیجان انگیزانه اس و کلا "حالش"خیلی خوبه...اگه خودشو (22)برنامه ریزی...

ما را در سایت (22)برنامه ریزی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:22

مواد لازم برای یه خودکشی بی درد سر:سه چهارم لیوان....................زرشکیک و نیم لیوان..........................آبیه قاشق چای خوری.................نمکطرز تهیه:ابتدا آب رو در ظرفی جوشانده،زرشک را در آن بریزید...نمک را به آن افزوده و بیست دقیقه به حال خود بگذارید...سپس با گوشکوب برقی آنرا هم بزنید تا یکدست شود...آن رو توی لیوان بریزید،سپس در یخچال بگذارید تا سرد شود!حالا میتونید معجون زرشکتون رو نوش جان کنید!و اما نتیجه:بعد از نیم ساعت فشارتون افتاده و بیهوش میشید:)صد درصد هم تضمین شده است:) (22)برنامه ریزی...

ما را در سایت (22)برنامه ریزی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 15:11

بابا ظهر زنگ میزنه میگه دوروز دیگه بریم شمال!

عصر که میاد خونه، چمدونا دم دره:دی

(22)برنامه ریزی...

ما را در سایت (22)برنامه ریزی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 166 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 15:11

شده کلی چیز برای نوشتن داشته باشین و ندونین کدومو بنویسین؟!دوستدارم یه کمی درد دل کنم...دوستدارم یه پست خاص درباره ی شمال بزارم....دوستدارم از الان بگم و خونه ی عمو و عمو زاده ها...دوستدارم از هفته ی پیش بگم و خونه ی خاله و خاله زاده ها...همه اینارو دوست دارم بگم...ولی آسیاب به نوبت...هان؟!کلی خلاصه باید توضیح بدم و منم که خلاصه نویسیم مفتضح!!به لطف خودتون ببخشید:)))پرییشب وقت خواب بود...ماهم خسته ی راه...پسر عمو جان یه بالشت گرفت دستش و...دیگه گمونم نیاز به توضیح نیست...!خلاصه همه بیخواب شده و تا چهار صبح داشتیم چیپس و آبمیوه میخوردیم:)صبح دیروز...هنوز ازخوا (22)برنامه ریزی...

ما را در سایت (22)برنامه ریزی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 15:11

اگه یه نفرو دیدین که وقتی تو جمعِ...همیشه آرومه!همیشه خوش حاله!همیشه داره لبخند میزنه!همه ی حرفاش خوب و مثبته!با چیزای کوچیک هیجان زده میشه!همیشه فقط قشنگیای اطرافشو میبینه!*سعی کنین مراقبش باشین...!!آخه اون ناراحتیاشو به کسی نمیگه...همشو تو قلبش نگه میداره...شبا بهشون فکر میکنه...بعدش بغض میکنه...و اشک میریزه...*سعی کنین مراقبش باشین...!!آخه اون دم نمیزنه اگه...دلش بشکنه...غرورش خورد شه...یا حتی اگه دلگیر بشه...فقط هر بار عصبی تر میشه..اینجاش هم ♥ کم کم ضعیف میشه..کلی هم حرص میخوره و موهاش سفید میشه..بعد شاید یه روز...یکی بهتون زنگ بزنه...بگه:شنیدی فلا (22)برنامه ریزی...

ما را در سایت (22)برنامه ریزی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 15:11

یه لحظه اشتباهی چشمم خورد به تقویم...یهو شوک زده شدم...واقعا تابستون تموم؟!واقعا الان پاییز شده؟!جدی جدی اوله مهره؟!چقدرررر زود گذشتا!خیلی الکی الکی دو روز دیگه باید بریم مدرسه...خیلی الکی الکی سوم دبیرستانی میشیم...خیلی الکی الکی امتحانای نهایی میدیم...به همین سرعت هم، خیلی الکی الکی روز کنکورمون میرسه...همش تو یه چشم بهم زدن!!پ.ن:تنها هیفده روز دیگر باقی مانده...پ.ن2:چرا تولدم باید روز قتل عباس باشه عاخه؟!:( (22)برنامه ریزی...

ما را در سایت (22)برنامه ریزی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 180 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 15:11

صفحه بندی